بین الملل

طرح دوگانه میدان و دیپلماسی خلاف منطق و عقل است

طرح مسئله دوگانه میدان و دیپلماسی خلاف منطق و عقل است زیرا در بخش هایی ما ناگزیریم قدرت نظامی خود را نشان دهیم تا پشت میز دیپلماسی دست برتر باشیم و کشورهای متعددی این کار را می کنند.
وزارت خارجه مجری سیاست‌های نظام است؛ این سخن رهبر انقلاب بعد از حواشی حرف‌های دکتر محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان تحت عنوان میدان و دیپلماسی بود، ما نیز برای آگاهی از سیاست خارجی ایران و کشورهای منطقه به سراغ علیرضا شیخ عطار سفیر پیشین ایران در آلمان و قائم‌مقام اسبق وزارت امور خارجه رفته و با او گفتگو کردیم:

اصولاً راهبردهای سیاست خارجه در کشورهای جهان و یا کشورهای منطقه غرب آسیا چگونه تبیین و اجرایی می‌شود؟

سیاست خارجی آیینه تمام نمای راهبردهای یک نظام است؛ زیرا در سیاست خارجی نحوه سلوک کشور با کشورهای قدرتمند و ضعیف و سایر کشورهای مشخص می‌شود و این نحوه سلوک استراتژی است، در برخی از کشورهای منطقه ما و جهان تصمیم‌گیری در سیاست خارجی مبتنی بر مشورت و دستور نظام سلطه و آمریکاست. بارها پیش‌آمده که وزارت خارجه کشورهای منطقه اعتراف کرده‌اند که برای مذاکره و دیدار با ایران تمایل داشته‌اند اما آمریکا آن‌ها را از این کار منع کرده و این کشورها منصرف شده‌اند. سلوک سیاست خارجه این کشورها مبتنی بر این سیاست است که ما برای ادامه حیات خود، کاری به سایر کشورهای دیگر نداریم و تابع ابرقدرت‌ها هستیم تا بتوانیم زندگی کنیم، برخی از کشورها نوع دیگری از سلوک را دارند و خود را از مسائل کنار می‌کشند و در برابر هر اتفاقی که در دنیا رخ می‌دهد یا موضعی نمی‌گیرند و یا حداکثر سخنگوی دولت و یا وزارت خارجه‌شان موضعی کلیشه‌ای می‌گیرند، این دسته اعتنایی به رخدادهای جهان نداشته و معتقدند زندگی خودشان را می‌کنند؛ غافل از اینکه حوادثی که در جهان رخ می‌دهد مبتنی بر سیاست‌های نظام سلطه است که دامن آن‌ها را نیز می‌گیرد.

به‌عنوان یک دیپلمات با سابقه به خوانندگان ما بگویید مشی نظام جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی بر چه اساسی تدوین و اجرا می‌شود؟

سلوک نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر تئوری است که میراث حضرت امام خمینی (ره) است، ایشان معتقد بودند انقلاب اسلامی محدود به مرزهای ایران نیست؛ البته این به معنای صدور انقلاب از طریق سلاح نیست بلکه صدور انقلاب اسلامی از راه فکر و اندیشه موردنظر و توجه بنیان‌گذار کبیر انقلاب قرار داشت، به همین مناسبت نام این تئوری؛ تئوری الهام بخشی است یعنی کشورها و ملت‌های دیگر با الهام گرفتن از آنچه در ایران اسلامی رخ داد سلوک خود را با قدرت‌ها و نظام‌های سلطه تنظیم می‌کنند بر همین اساس سیاست خارجی ما باید تابعی از راهبردهای اصلی ما باشد.

جایگاه وزارت خارجه در راهبرد سیاست خارجه، جایگاه مجری است، این مهم در چه فرایندی تدوین و به دست وزارت می‌رسد؟

راهبردهای اصلی ما چه طبق عرفی که امام خمینی بنیان گذاشتند و چه مطابق نص صریح قانون اساسی در سطوح رهبری نظام، سران قوا و شورای عالی امنیت ملی تدوین می‌شود بر این اساس راهبردها و استراتژی‌ها تعیین و به قوه مجریه ابلاغ می‌شود، رئیس این قوه بر اساس محتوای راهبرد به تقسیم‌کار می‌پردازد، بخشی که مرتبط با سیاست خارجی است به وزارت خارجه ابلاغ می‌شود.

آیا در سایر کشورها نیز وزارت خارجه مجری راهبردهای بالادستی نظام‌های حکومتی است؟

البته باید گفت سیاست خارجی ضرورتاً در حیطه وزارت امور خارجه نباید باشد کما اینکه در هیچ کجای دنیا این‌گونه نیست، مسائل و موارد مهمی در دنیا پیش می‌آید که به‌طور مثال رئیس‌جمهور برای رسیدگی به آن نماینده ویژه‌ای تعیین می‌کند که ارتباطی با وزارت خارجه ندارد، نمونه اخیر این مورد را در کشور افغانستان مشاهده می‌کنیم. زَلمِی خلیل‌زاد که افغانی الاصل است از دوره دانشجویی در آمریکا بوده و البته هوادار حزب حاکم فعلی ایالات‌متحده نیست و جمهوری‌خواه است و جزو پایه‌گذاران نو محافظه‌کاری به‌حساب می‌آید. وی از زمان بوش تاکنون کارهای افغانستان را انجام می‌داد و وزارت خارجه تابعی از او بود.

در روابط بین‌الملل اصطلاحی با عنوان دیپلماسی مخفی داریم، این مدل مقابل دیپلماسی آشکار است که مقامات سیاسی و وزاری خارجه دور یک میز می نشینند و در حضور خبرنگاران برگزار می شود و نتیجه آن به سمع و نظر افکار عمومی می رسد اما در دیپلماسی مخفی مقاماتی که یا امنیتی هستند و یا اگر از وزارت امور خارجه هستند معرفی نمی شوند. در دوره جنگ تحمیلی شاهد چنین نمونه هایی ‌بوده‌ایم بنابراین چنین سخنی که وزارت خارجه کشور منحصر در دست وزارت امور خارجه است اشتباه است، وزارت مجری بخشی از استراتژی است که در سطوح بالاتر تنظیم می شود.

بنابراین بر اساس پیش فرض های مطرح شده از سوی شما، طرح میدان در مقابل دیپلماسی به نوعی غیراصولی است؟

طرح مسئله دوگانه میدان و دیپلماسی خلاف منطق و عقل است زیرا در بخش هایی ما ناگزیریم قدرت نظامی خود را نشان دهیم تا پشت میز دیپلماسی دست برتر باشیم و کشورهای متعددی این کار را می کنند. در حال حاضر ارتباط کشورهای منطقه با رژیم صهیونیستی ناشی از تصمیم یکباره نبود بلکه آنها سالیان سال با یکدیگر دیپلماسی مخفی داشتند و رژیم صهیونیستی در این کشورها دفتر و نماینده داشت و محصول آن ارتباط شومی شد که اکنون شاهد آن هستیم لذا سیاست خارجی امری مرتبط با راهبردهای کلی نظام است و این راهبردها در سطوح بالای نظام تنظیم می شود و وزارت خارجه بر حسب تقسیم وظایف بخشی از این راهبردها را حتی اگر راهبرد روابط خارجی باشد، اجرا می کند.

https://shoma-weekly.ir/0hVk9v