اندیشه

چرا وحدت، تاکتیک جمهوری اسلامی نیست؟

هنوز عده ای وحدت را تاکتیک و روش جمهوری اسلامی برای رسیدن به اهداف خود می‌دانند در حالیکه مقام معظم رهبری در گذشته تاکید کرده اند و به تازگی نیز تصریح کردند که وحدت مورد نظر ما تاکتیک برای رسیدن به هدف نیست بلکه اعتقاد راسخ و مسلم ماست.
حجت الاسلام علی تبریزی-درباره وحدت، چرایی آن، راهکارها و سایر مباحث مربوط به آن مقالات متعددی نوشته شده و سخنرانی های بسیاری ایراد گردیده است. اما هنوز هم می‌بینیم و می‌شنویم که آنطور که باید و شاید عمق مفهوم وحدت و آنچه مد نظر رهبر معظم انقلاب بوده به روشنی تبیین نشده است. هنوز عده ای وحدت را تاکتیک و روش جمهوری اسلامی برای رسیدن به اهداف خود می‌دانند در حالیکه مقام معظم رهبری در گذشته تاکید کرده اند و به تازگی نیز تصریح کردند که وحدت مورد نظر ما تاکتیک برای رسیدن به هدف نیست بلکه اعتقاد راسخ و مسلم ماست.

اما چرا وحدت، تاکتیک نیست؟ یا به تعبیر واضح تر مگر می‌شود تاکتیک نباشد؟ مگر ما اختلاف عقاید با آنها نداریم پس وحدت باید تاکتیک و شعار ما برای مقابله با دشمن واحد باشد اما می‌گوییم اینطور نیست و این تفکر صحیح نمی‌باشد.

در اینجا ذکر چند نکته به فهم آنچه از وحدت که مد نظر رهبر فرزانه انقلاب است کمک شایانی می‌کند.

اول اینکه: رهبری وقتی موضوع دشمن مشترک َرا مطرح می‌کنند نه به عنوان عامل اصلی بلکه آن را صرفا با نگاه حداقل خواسته در این زمینه در نظر دارند.

دوم : معظم‌له در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز میلاد امیرالمؤمنین علیه‌السلام در سال ۱۳۸۵ فرمودند: «سم مهلک دنیای اسلام، تفرقه است. این تفرقه، ملت‌ها را از هم جدا می‌کند، دل‌ها را از هم جدا می‌کند... دل سنی را نسبت به شیعه، دل شیعه را نسبت به سنی، آن‌چنان چرکین می‌کنند که نتوانند با این‌همه مشترکات، کنار هم قرار بگیرند. این، کار دشمن است. چرا ما این حقیقت را نمی‌فهمیم؟... قرآن از زبان پیامبر اکرم به مسیحیان آن زمان می‌گوید: تَعالَوا إِلى کَلِمَهٍ سَواءٍ بَینَنا وَبَینَکُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشرِکَ بِهِ شَیئًا.»

اشاره رهبری به آیه‌ ۶۴ سوره‌ مبارکه‌ آل عمران نشان دهنده مبنای قرآنی تفکر وحدت از سوی ایشان است نه سلیقه و مبانی خودساخته. این تفکر خواستگاهش تکیه روی مشترکات بجای کوبیدن بر طبل اختلافات است.

سوم : حاصل دو نکته فوق این است که اگر فقط تکیه ما بر دشمن مشترک باشد بالاخره روزی متصور است که دشمن از بین برود پس در این صورت وحدت دیگر معنایی نخواهد داشت و دقیقا وحدت می‌شود همان تاکتیکی که می‌گویند. اما مشترکات هیچگاه از بین نرفته و نخواهد رفت پس در این تفکر وحدت دیگر شعاری گذرا نیست بلکه باور دائمی و استراتژی و هدف ماست.

چهارم: وحدت مورد اشاره هم مبنای قرآنی دارد و هم روایی؛ قرآن در این زمینه یک مسیر گام به گام را به ما نشان می‌دهد. نخست در آیه 46 سوره انفال می‌فرماید اولاً بدانید که باید خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید. (تکیه بر مشترکات) سپس دستور می‌هد که از نزاع و جدال پرهیز کنید زیرا باعت از بین رفتن قدرت و شوکت شما می‌شود. این گام نخست است.

در گام دوم در آیه 49 سوره حجرات می‌فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» یعنی نه تنها جدال و نزاع نکنید بلکه بدانید شما همچون برادر برای یکدیگرید.

در گام سوم بالاتر از نزاع نکردن و برادری به مساله نفس واحده در آیاتی از قرآن با تعابیر مختلف اشاره می‌کند. (از جمله در آیات 24 و 61 سوره نور)

پنجم : موضوع نفس واحده بودن مسلمانان با یکدیگر در روایات نیز به صراحت بیان شده است. از جمله پیامبر(ص) اکرم می‌فرمایند مثل مؤمنان مانند یک پیکر واحد است، هرگاه اندامی از آن به درد آید، دیگر اندام‌ها در بی‌خوابی و تب، با او هم‌ناله‌ می‌شوند. شعر معروف "بنی آدم" سعدی نیز دقیقا برگرفته از مضمون روایت فوق است.

ششم: روایت مشهور مولای متقیان(ص) که "مردم یا برادر تو در دین‌اند یا همانند تو در آفرینش هستند" حتی به اشتراکات با غیر مسلمانان و لزوم تعاطف و برقراری روابط با آنها نیز تاکید دارد.

https://shoma-weekly.ir/DAbIac