مهدی رشیدی مهرآبادی
پیرامون روز جهانی کتاب کودک
فکر اختصاص دادن روزی به کتاب کودک، نخستین بار از خاطر یلا لپمن بانویی که دفتر بین المللی کتاب برای نسل جوان و کتابخانه بین المللی مونیخ به ابتکار او شکل گرفت. در سال 1966، پیشنهاد او مورد استقبال و تصویب دفتر بین المللی قرار گفت و دوم آوریل زاد روز هانس کریستین اندرسن، به این منظور اختصاص یافت از این رو از دوم آوریل 1967، روز جهانی کتاب کودک رسماً برگزار می شود.
ادبیات کودک در ایران نیز سابقهای به اندازه ادب پارسی دارد. گرچه سابقهی دو هزار و اندی سالهی ادب پارسی ممکن است به آثاری برخوریم که در آن از کودکی ذکری به میان آمده است، جوّ غالب در این آثار به گونه ای است که کودک وقتی ظاهر شده است که باید مخاطب پند و اندرز باشد. شاید فقط بخشی از این ادبیات را که تحت تأثیر خاطرههای کودکی نوشته و سروده شده است بتوان مستثنا دانست؛ مانند برخی از حکایتهای «سعدی» و یا «داستانهای تمثیلی «عطار» و «نظامی».
انقلاب مشروطیت و تاثیر آن
بر ادبیات کودک و نوجوان
در آستانهی انقلاب مشروطیت، بیداری جامعهی ایرانی و جنبوجوش برای ایجاد دگرگونی، باب اندیشههای نوین آموزش و پرورش را به ایران گشود. رشد طبقهی متوسط در ایران و همگانی شدن آموزش و پرورش نیاز به کتابهای درسی را گسترش داد. کتابهایی چون «مثنویالاطفال» (گزیدهی مثنوی)، «تأدیبالاطفال» (ترجمهی داستانهای عربی) و «تعلیمالاطفال» (الفبای مصوّر) توسط «مفتاحالملک» تدوین شد. «صنیعالسلطنه» کتاب «اخلاق مصوّر» را که ترجمهی فابلهای «لافونتن» بود، ارایه کرد و «شیخ محمدعلی تهرانی» (کاتوزیان) که از سران مشروطیت بود، کتاب «اخلاق اساسی برای کودکان» را که گزیدهای از «کلیله و دمنه» و «مرزباننامه» و «انوار سهیلی» بود، تدوین کرد. آنچه از ظاهر کتابها برمیآید، بیش تر ساختار کتاب درسی دارند تا کتابهایی برای خواندن، لذتبردن. پیامد این حرکت، حضور نویسندگان صاحبنام، شاعران بزرگ و مترجمان با تجربهای بود که تهیهی کتاب برای گروههای سنی را وجه همت خویش قرار دادند. «یحیی دولتآبادی»، «ملکالشعرای بهار»، «مهدیقلی خان هدایت»، «ایرجمیرزا» و «علی اسفندیاری» (نیمایوشیج) از آن جملهاند. دو رویداد مهم در آموزش و پرورش این دوره عبارت بود: از همگانی و اجباری شدن آموزش و پرورش؛ و سازمان یافتن و قاعدهمند شدن نظام آموزش و پرورش، و از جمله تولید کتابهای درسی یکسان؛ از اینرو، پدیدهای به نام سادهنویسی، با هدف رعایت فهم کودکان، به تدریج شکل گرفت. در این دوره، نخستین بار نویسندگان و شاعران برای بچّهها داستان نوشتند و شعر سرودند، امّا هنوز ادبیات این دوره رویکردی آموزشی و اخلاقی داشت، نه تخیلی و هنری. نوشتههای ادبی و غیر ادبی برای کودکان و نوجوانان در دورهی پس از مشروطه در این شکلها و قالبها عرضه شد: نوشتههای آموزشی، آثار ادبی، بازنوشتههای متن ها، شعر، ترجمه، کتابهای مصوّر، نشریه ها.
اما نخستین تلاش برای تولید کتاب ویژه ی کودکان، مرهون توجه و روشن بینی آموزگاری آگاه بهنام جبار عسکرزاده» (باغچهبان) است که در حدود سال ۱۳۰۰ خورشیدی با توجه به شناختی که از طریق کار مستمر با کودکان برای وی حاصل شده بود، صورت گرفت. در کتابهای بهجامانده از او، همان نکتههایی جاری است که روزگاری «کامینوس» در غرب منادی آن بود، و آن اصل لذتبخشی ادبیات کودکان در کنار امر آموزش است. دو نمایش نامهی معروف او به نامهای«پیر و تُرب» و«خانم خزوک» که نوعی برداشت از قصههای عامیانه است بارها و بارها به وسیلهی خود او با کمک کودکان در «باغچهی کودکان» به اجرا در آمد. کتاب «افسانهی بابابرفی» او که در دههی ۱۳۵۰ توسط «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» با نقاشیهای«آلن بیاش» به صورت کتابی تصویری ارایه شد یکی از آثار کلاسیک ادبیات کودکان ایران به شمار میآید و شعر «جوجه، جوجه، طلایی» او نسل به نسل بر زبان کودکان جاری است بیآنکه حتا نام سرایندهی آن را بدانند. دههی ۱۳۴۰، دههی دگرگونیهای بنیادی در نظام آموزش و پرورش ایران و به دنبال آن، دههی پدید آمدن تشکیلات ملی برای شکل بخشیدن به جریان ادبیات کودکان و نوجوانان است. مفهوم ادبیات و کودکان و نوجوانان نخست توسط مرحوم دکتر «محمدباقر هوشیار»، استاد دانشسرای عالی تربیت معلم در دههی ۱۳۳۰، طی مقالههای گوناگونی در مجلهی «سپیده فردا» ظاهر شد و نخستین تلاشها برای برگزاری سمینار و نمایشگاه کتاب کودک و انتشار نخستین فهرست کتابهای مناسب کودکان و نوجوانان به این دهه بازمیگردد، ولی کار جدی نقد و بررسی و پژوهش در این حوزه با تأسیس «شورای کتاب کودک» در ۱۳۴۱ وارد مرحلهی تازه ای شد. با تأسیس «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» در سال ۱۳۴۵، برای نخستین بار کتاب خانههایی در ایران برای کودکان و نوجوانان پاگرفت و کانون مسئول تألیف، ترجمه، بازنویسی، و تدوین خواندنیهای ویژه ی کودکان و نوجوانان شد. در نیمهی دوم دههی پنجاه بهتدریج آثار تخیلی اعجابانگیز، شعر، زندگی نامه و تاریخ، جای خود را در میان آثار ویژه ی کودکان و نوجوانان باز کرد؛ کتابهای غیرداستان در حوزهی علوم، فنآوری، هنر، بازی و سرگرمی عمدتا از راه ترجمهی آثار خارجی به حوزهی ادبیات کودکان و نوجوانان وارد شد؛ ادبیات کودکان و نوجوانان بهعنوان موضوعی پژوهشی و آموزشی مورد توجه نهادهای پژوهشی و آموزشی قرار گرفت؛ حضور ایران در صحنههای بینالمللی نمود چشمگیری یافت؛ ایران به عضویت «دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان» (۱۹٦۲) در آمد؛ و آثار ایرانی در نمایشگاههای بینالمللی ظاهر شد و جایزه هایی را نیز به خود اختصاص داد که بیش تر مربوط به تصویرهای کتاب کودک است. مهمترین دست آورد بینالمللی ایران در دههی پنجاه مربوط به «فرشید مثقالی» تصویرگر کتاب کودکان است که در ۱۳۵۳/۱۹۷۴ جایزهی جهانی «هانسکریستین اندرسن» را برای مجموعهی آثار تصویریاش دریافت داشت. او نخستین هنرمند غیراروپایی و امریکایی بود که به دریافت این جایزه نایل شد. دگرگونیهای اجتماعی و سیاسی اواخر دههی ۱۳۵۰ و اوایل دههی ۱۳٦۰ ناپایداریهایی را در وضع ادبیات کودکان و نوجوانان در ایران پدید آورد. پدیدآورندگان صاحبنام دو دههی پیشین، بیش تر جای خود را به جوانان انقلابی دادند که گرچه تجربهی اندک داشتند، از آرمانهای نو و انگیزههایی قوی نیز برخوردار بودند. پارسال «شورای کتاب کودک»، احمدرضا احمدی نویسنده ی کودک و نوجوان را برای جایزه هانس کریستین آندرسن سال ۲۰۱۰ از ایران نامزد کرد. در اواخر دههی ۱۹۸۰ بهتدریج متخصصان و دستاندرکاران ادبیات کودکان احساس کردند که یکبار دیگر باید به دوران کودکی و تحولاتی که سبب ایجاد دگرگونی در این دوران شده است، نگاهی دقیق بیافکنند تا بتوانند ادبیات کودکان را با این تحولات همگام سازند. آنچه از برآیند رویکردهای متخصصان به دست میآید، نشان از نوعی نگرانی توأم با خوشبینی دارد. البته تلاشهای زیادی برای به انجام رسیدن آرمان ها انجام شده و میشود. و گاهی تاریخ و هفتهی کتاب کودک جابهجا میشود؛ ولی نمایشگاههای کتاب، ایستگاههای کتابخوانی، همایشها و نشستهای فرهنگی بسیاری برگزار میشود.گاهی در مدرسه ها، گروههای سرود انقلابی یا مراسم صبحگاهی ویژه در دقیقهی ۹۰ تشکیل میشوند . اما«شورای کتاب کودک» بر این باور است که کودک ایرانی نیازمند شناسنامهی فرهنگی خود است و باید پدیدآورندگان، ناشران، کتاب داران و کلیهی علاقه مندانی که به کودکان این سرزمین میاندیشند را در برابر این پرسش قرار داد که نسل جوان ما چه گونه میتواند سرزمین خود را بشناسد؟
آقای «دکتر نعمتالله فاضلی»« در تارنگارشان آوردهاند... هنر آن است که اگر هری پاتر و دنیای جادوییاش را به هر دلیلی نمیپسندیم، دست به کار شویم؛ کتابی بنویسیم، قهرمانی خلق کنیم، دنیایی به تصویر بکشیم که به ٦۴ زبان زندهی دنیا ترجمه شود و بیش از ۳۵۰ ملیون نسخه از هر جلد آن در سراسر جهان به به فروش برسد.»